|
چتر برای چه؟خیال که خیس نمی شود! |
|
آخرین آیه از کتابی مقدس که در خاطره جهان مانده است... |
گاهی قدم های آدم سست می شود، آن زمان است که برای ادامه باید تمام اطمینانت را به اطمینان قدم های دیگری بدهی!
پ.ن۱: زمانی می رسه که دلمون برای خوشی های کوچک هم تنگ میشه...
پ.ن۲:لعنت به روزایی که دروغ ها باور بشن!
پ.ن بی ربط: ما از ترس گم کردن راه، همدیگر را گم کردیم...
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 10:14 بعد از ظهر توسط من نام ندارم! |
گاهی حجم احساس اونقدر زیاده که نمیشه با کلمات گفتش... باید زل زد به چشم ها ... و شنید! پ.ن۱: "به یاد روزهای زیبای گذشته و برای روزهای زیباتر آینده..." پ.ن۲:مرا جای خودم بگذار خودت را جای گهواره و آغوشی تسلی بخش کنارم باش همواره... پ.ن بی ربط:شاید تو خود منی.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 10:14 بعد از ظهر توسط من نام ندارم! |
ما آدما اگه مجازی زندگی کردن رو ازمون بگیرن توی دنیای واقعی دلخوشی برای ادامه دادن به خیلی چیزها رو پیدا نمی کنیم.
پ.ن۱:گاهی آدم خودش رو به یه طناب پاره ای از زندگی وصل می کنه تا به خیال خودش امید به بهتر بودن توی دلش نمیره...
پ.ن۲: نباید سخت گرفت... نباید...
پ.ن بی ربط: من جزء اون دسته از آدم ها هستم که یه اشتباه رو بارها تکرار می کنن!
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 6:38 بعد از ظهر توسط من نام ندارم! |
هر چیزی که ساخته میشه یه روز تموم میشه... کاش نسازیم تا غصه ی نداشتنش رو هیچ وقت حس نکنیم... کاش نمی ساختیم...
پ.ن۱: شاید یه روزی یه جایی هممون خاطرات رو تکرار کنیم ... من با خاطره ها زندگی می کنم...
پ.ن۲: فرودگاه و بغض هایی که شکست...
پ.ن بی ربط: از یه شب زمستونی به یه روز تابستونی...
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 5:52 قبل از ظهر توسط من نام ندارم! |
به آینه که نگاه می کنم چشمانت همیشه با من است... پ.ن۱: آدم گاهی آرزو می کنه کاش به مقصد نرسه. پ.ن۲: یواشکی های زندگی... پ.ن بی ربط: تمام من... توئی...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 10:11 بعد از ظهر توسط من نام ندارم! |
خیابان های خاطره دار لعنتی گاهی عجیب دوست داشتنی می شوند!
پ.ن۱: دست هایم بوی نفس هایت را می دهند...
پ.ن۲: وقتی فاصله قویتر از احساست باشد تکلیفت معلوم است! اما اگر نه... آنوقت تو می مانی و توهم احساساتت...
پ.ن بی ربط: کتابفروشی قرن هم بسته شد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 8:44 بعد از ظهر توسط من نام ندارم! |
چیزی که با عشق ساخته بشه هیچ چیزی نمی تونه خرابش کنه! پ.ن۱:گول کتاب ها را نخور! پ.ن۲:مزمن شدن زخم روح خطرناکه! پ.ن بی ربط: به یاد استادی که می گفت: اولین مریضی که زیر دستت بمیره سخته! بعد عادت می کنی!
+ نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1390ساعت 12:38 بعد از ظهر توسط من نام ندارم! |
من به شنیدن اسمم با صدای تو خو گرفته ام...
پ.ن۱:پاهای من برای دویدن آماده اند!
پ.ن۲: می شود حتی بدون بی حسی نیز درد را درمان کرد!
پ.ن بی ربط: خداحافظ یعنی نرو...
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 3:19 بعد از ظهر توسط من نام ندارم! |
اهمیت ندادن به ترس باعث میشه همون یه ذره شجاعتمون هم از بین بره!
پ.ن1: can see بسته شد... تنها جایی که حس خوب منتقل می کرد...
پ.ن2: هیجان ها هم قدیمی میشن!
پ.ن بی ربط: وقتی باید هامون فراموش شه ارزش هامون هم فراموش میشه...
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 11:59 بعد از ظهر توسط من نام ندارم! |
گاهی آدم ها مجبورند تاوان دعاهای مستجاب شده ی شان را پس بدهند! پ.ن۱: خرافات این روزها رواج زیادی دارد! پ.ن۲:رشته ی باریکی از احساس و اطمینان... پ.ن بی ربط: وقتی نمی تونی چیزی رو که می بینی هضم کنی کوری بهترین راه درمانه! بعد نوشت: این روزها هیچ سوالی ساده نیست! باید درک کنیم که گاهی حتی نوشتن هم واسه آدم سخت میشه.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 2:14 قبل از ظهر توسط من نام ندارم! |
جسارت یه جدایی عاشقانه بهتر از حماقت نگه داشتن به هر قیمتیه!
پ.ن۱: من تو را به دلم قول داده ام!
پ.ن۲: چقدر سخته بخوای در مقابل قضاوت دیگران سکوت کنی و یه لبخند گوشه ی لبت حک کنی!
پ.ن۳: این روزا هوا بدجوری دو نفرست!
پ.ن بی ربط :www.netbarg.com ![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت 8:9 بعد از ظهر توسط من نام ندارم! |
دلم آرام است در امن ترین آغوش دنیا... پ.ن۱: منطق همه چیز را حل می کند! پ.ن۲:دیگر منتظر معجزه روی پله های فرودگاه نیستم... پ.ن بی ربط: از کامنت های طولانی خوشمان می آید... بی دلیل...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 0:1 قبل از ظهر توسط من نام ندارم! |
تو + خاطراتـت + چـشـمانـت + دسـتانـت + لـبـخندت + اشـکـت ....
چـــنــدنــفـــر بـــه یــک نـــفــــر .. ؟؟!
پ.ن۱:عکس ها هم گاهی دروغ میگن!
پ.ن۲:حتی اگه پاهامون روی یه زمین نباشه اما آسمونمون یکیه!
پ.ن بی ربط: speak so softly love...
+ نوشته شده در شنبه نهم مهر 1390ساعت 0:32 قبل از ظهر توسط من نام ندارم! |
کافیست خوشبخت شوی... تا من خوشبخت شوم ... پ.ن1: در حال خفه کردن کودک درون خودم هستم! هه! پ.ن2:گاهی دلم تنگ می شود ... به ساذگی... پ.ن بی ربط:می روی و من تمام می شوم...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 11:7 بعد از ظهر توسط من نام ندارم! |
این روزها اتفاقی نمی افتد تو رفته ای و این بزرگترین حادثه ی روزهای نیامده ی من است... پ.ن۱: شعر از "کیوان مهرگان" پ.ن۲: تابید...بارید...وزید...! پ.ن۳: شهر کتاب مرکزی... عالی بود! پ.ن بی ربط: این روزها دعای خدا را می خواهم... شاید معجزه شود... شاید...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 1:27 قبل از ظهر توسط من نام ندارم! |
هیچ کسی نمی تونه زمان دقیق عاشق شدنش رو تعیین کنه!
پ.ن۱:اما همه ی قلب های عاشق با هم جفت نمیشن!
پ.ن۲: به کسی که زود اعتماد می کنه نباید اعتماد کرد!
پ.ن بی ربط: سپری کردن این روزها حوصله می خواهد...
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 11:49 قبل از ظهر توسط من نام ندارم! |
شادي ام را با تو قسمت مي كنم پ.ن1: وقتي آينده رو مي خواي بايد طاقت فهميدن گذشته رو
داشته باشي! پ.ن2: اين روزها طعم تلخ هيچ چيزي تلخيم را شيرين نمي كند! پ.ن بي ربط: گاهي وقتا صعود به اندازه ي سقوط مي تونه وحشتناك
باشه!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390ساعت 2:0 بعد از ظهر توسط من نام ندارم! |
دنیای نگرانی های ما
متفاوتند!
تو بهشت، من جهنم!
پ.ن۱: وقتی کاری را شروع می کنی فاتحه ی خیلی چیزها را باید بخوانی!
پ.ن۲: خدا بودن حوصله می خواهد!
پ.ن بی ربط: شاید فردایی در کار نباشه!
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم مرداد 1390ساعت 10:51 قبل از ظهر توسط من نام ندارم! |
تو مي ترسيدي از اين همه فاصله و ما ديگر ترسمان ريخت...! پ.ن2: اراده ي پرواز را هر پرنده اي ندارد! پ.ن بي ربط:ترچیح می دهد آدم بد داستان باشد تا اینکه بخواهد با کسی بازی کند که دوست دارد همیشه اول باشد! هنوز هم خون "چرچيل" در رگ ايراني ها زياد يافت مي شود!
پ.ن1:نوشتن مسئولیت داره ... باید به ازای هر بودنی باشی!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390ساعت 12:21 بعد از ظهر توسط من نام ندارم! |
"دوستت دارم" تکیه کلام توست
و تکیه گاه من!
پ.ن۱: آرامش لازمه ی خوشبختی نیست! ملزوم آن است!
پ.ن۲: همیشه وضعیتی بدتر از وضعیت موجود وجود داره!
پ.ن بی ربط: بعد از هر زمین خوردنی باید مدل راه رفتن رو عوض کرد!
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم تیر 1390ساعت 1:59 بعد از ظهر توسط من نام ندارم! |
سخن هر کسی به همان دنیایی تعلق دارد که روح گوینده اش به آن تعلق دارد! پ.ن۱: دلتنگی قدر خیلی بودن ها را به آدم می فهماند! پ.ن۲: گاهی سرنوشت را تنها یک جمله تعیین می کند! پ.ن۳: دومین سالگرد وبلاگمان مبارک! پ.ن بی ربط: امتحانات هم جزئی از زندگی ست! چه آدم پاس کند چه بیفتد!
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 5:19 بعد از ظهر توسط من نام ندارم! |
من هر صبح برای دیدن طلوعت برمی خیزم! بی شک خورشید من تویی... پ.ن۱:سورپرایز های تولدمان عالی بود! پ.ن۲: گاهی باید فرصتش پیش بیاد تا بودن دوست هامون رو عمیقا" درک کنیم! پ.ن۳: وجود گاهی علاوه بر لازم کافی هم هست! پ.ن بی ربط: این روزها هوای دلمان خوب است... نفس می کشیم... عمیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــق...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 11:58 بعد از ظهر توسط من نام ندارم! |
سیگارم را
بر خاطره های به جا مانده بر قلبم
خاموش می کنم...
هر چه خاطره ات کمرنگ تر می شود
خاکستر قلب من نیز بیشتر خواهد شد...
پ.ن۱: این شعر مخاطب نداشت.
پ.ن۲: یه فرجام بی عشق بدتر از یه عشق بی فرجامه!
پ.ن بی ربط: یاد اول ابتدایی بخیر! وقتی زنگ های تفریح یه گوشه حیاط تنها وایمیسادیم یکی میومد جلو و می گفت: با من دوست میشی؟
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 2:14 بعد از ظهر توسط من نام ندارم! |
این روزها تقویم برایم حکم اکسیژن را دارد!
مخصوصا تقویم هایی که خط خورده اند...
پ.ن۱: شیراز... حافظیه... فال... و امیدواری!
پ.ن۲: نمی دانی چه لذتی دارد وقتی موبایلت زنگ می خورد و ناگهان بوی عطر او در فضا می پیچد!
پ.ن بی ربط: امروز بودنت را عجیب می خواستم! باید خو کنم...
پ.ن حافظ: سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند...!
+ نوشته شده در دوشنبه نهم خرداد 1390ساعت 10:38 بعد از ظهر توسط من نام ندارم! |
هر کسی مادر خود را خاص ترین مادر دنیا می داند!
پ.ن۱: تبریک تلفنی جای تبریک حضوری رو نمی گیره!
پ.ن۲:شرایط گاهی میزان ارزش آدم ها رو تعیین می کنه!
پ.ن بی ربط:باید بزاریم بعضی اتفاق ها اتفاق بیفتن...
+ نوشته شده در سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت 0:39 قبل از ظهر توسط من نام ندارم! |
خوشی را باید مزه مزه کرد!
حالا هرچه می خواهد باشد...
پ.ن۱: دیر یا زود آدم ها مجبورند با آنچه پیش آمده کنار بیایند! کش دادنش وقت تلف کردن است!
پ.ن۲: احمق ترین زن ها هم فرق بین نگاه ها رو تشخیص میدن!
پ.ن بی ربط: درد روح... هر چه زمان میگذره کهنه تر میشه و عمیق تر...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 6:56 بعد از ظهر توسط من نام ندارم! |
فنجان قهوه را نصفه می نوشم
مبادا فالی...
پ.ن۱: از آدمایی که توی یه رابطه بودن و الان دیگه نیستن باید ترسید!
پ.ن۲: پسرها توی زندگیشون حتما عاشق میشن! وای به حال موقعی که زنشون همون عشقشون نباشه!
پ.ن بی ربط: وقتی روزگار با ما کنار نمیاد ما باهاش کنار میایم!
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 0:31 قبل از ظهر توسط من نام ندارم! |
گاهی یافتن یک خاطره ی فراموش شده بین انبوه خاطرات ، آدم را حسابی مور مور میکند...
پ.ن: آمده ام که بمانم.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390ساعت 8:55 بعد از ظهر توسط من نام ندارم! |
پ.ن: اينجا براي هميشه بسته شد.
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 8:35 بعد از ظهر توسط من نام ندارم! |
من از آسمان به زمين تبعيد شده ام! حالا چه سنگ پرتاب كني چه شهاب سنگ... من مدت هاست زمين خورده ام! پ.ن1: كمترين كاربرد قانون سوم نيوتن بايد در روابط عاشقانه باشه! پ.ن2: كوچكترين مشكلات جهان بزرگترين مشكلاته جهانه! پ.ن 3: ما اون چيزي كه مي خواستيم نيستيم! بايد ها داره نابودمون مي كنه! پ.ن بي ربط: آهنگ Akon-Right
Now ...
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 9:58 بعد از ظهر توسط من نام ندارم! |